دنیل دی لوئیس؛ مرد خارق‌العاده هزار نقش

دنیل دی‌لوئیس که اغلب به عنوان بزرگ‌ترین بازیگر سینمای نسل خودش مورد ستایش قرار می‌گیرد، او به وسواس شدیدش در توجه به جزئیات ساختار شخصیتی که می‌خواهد نقشش را ایفا کند، شهرت دارد و آبراهام لینکلن، نقش جدید او نیز از این قائده مستثنی نبوده است. سکانس‌های آغازین «آبراهام لینکلن»، آخرین فیلم «دی لوئیس» با صحنه‌های گل‌آلود آغشته به رنگ خون آغاز می‌شود. در یک تظاهرات وحشیانه، اجساد مردگان در سرتاسر میدان جنگ روی هم انباشته شده‌اند. باقی صحنه‌های فیلم نیز در فضایی مملو از تناژ تاریک و گل‌آلود به طور پیوسته این حقیقت را در گوش تماشاگر زمزمه می‌کند که چگونه سیاستمداران می‌توانند به یک جنگ تلخ داخلی خاتمه دهند یا در تداوم آن مثمر ثمر باشند و درست در قلب ماجرا دنیل دی لوئیس ایستاده است؛ کسی که قرار است در قامت یکی از معروف‌ترین ریش‌سفیدهای تاریخ امریکا ایفای نقش کرده و برده‌داری را لغو کند اما این بار نیز ایفای نقش او در قالبی جدید هوش را از سر بیننده می‌برد. دنیل دی لوئیس ۵۵ ساله با بازی در نقش شانزدهمین رئیس‌جمهور ایالات متحده امریکا نام یک شخصیت دیگر را به لیست شخصیت‌هایی که تا‌کنون با بازی خود روانه سینما کرده، افزوده است. دی لوئیس از شخصیت داستانی «هاوک‌ای» در فیلم «آخرین موهیکان» تا جان پراکتر در فیلم «بوته آزمایش» تا شخصیت نیولند ارچر در فیلم «عصر معصومیت» بازی در قالب شخصیت‌های مختلف را تجربه کرده است. او سپس توانست با بازی در فیلم «دار و دسته نیویورکی‌ها» و نیز «خون به پا خواهد شد» به ترتیب، خشونت کانگستر معروف، ویلیام کاتینگ قصاب و شخصیتی چون «دنیل پلین ویو» را به بهترین شکل ممکن در ذهن تماشاگران مجسم کند. حالا قرار است که اکران فیلم «لینکلن» دنیل دی لوئیس از ماه ژانویه آغاز شود، اگرچه هنوز اکران عمومی این فیلم آغاز نشده اما از هم اکنون بسیاری اعتقاد دارند که دی لوئیس با هنرنمایی درخشانش در «لینکلن» شانس برتر کسب جایزه بهترین بازیگر اسکار است؛ اتفاقی که اگر محقق شود او را به سومین اسکار عمر بازیگری‌اش خواهد رساند. روزنامه نیویورک تایمز درباره «دی لوئیس» و درخشش در قالب نقش شخصیت‌های معروف می‌نویسد: «او دشواری‌های قرار گرفتن در قالب نقش‌های حماسی را به آسانی پشت سر می‌گذارد، درست مانند کتی که سال‌ها بر تنش نشسته است، با نقش‌ها چنان مأنوس می‌شود که انگار سال‌ها در قالب آن نقش بازی کرده است.» طرح ساخت فیلم «آبراهام لینکلن» اسپیلبرگ با فاصله زمانی مناسب از فیلم «آقای لینکلن جوان» هنری فوندا ریخته شده است؛ فیلمی که محصول سال ۱۹۳۹ میلادی بود اما در فیلم اسپیلبرگ، لینکلن جوان هنری فوندا دیگر به بلوغ فکری رسیده و تازه برای دومین بار در انتخابات پیروز شده، آن هم در شرایطی که پارلمان امریکا مملو از هرج و مرج است. اپوزیسیون دموکرات‌ها به لینکلن به مثابه یک دیکتاتور می‌نگرند و حزب جمهوریخواه او به سبب نفوذ برخی دشمنی‌ها یکپارچگی خود را از دست داده است. دی لوئیس بدون اینکه مخاطب متوجه تلاشش برای جلب نظر خود شود به شکلی خارق‌العاده مخاطب را درک و توجهش را به خود جلب می‌کند و در فیلم «لینکلن» اجرایی به تمام معنا را از خود به نمایش می‌گذارد. او در نقش لینکلن با صدایی عجیب، نا‌آشنا و متفاوت سخن می‌گوید؛ صدایی که مشابه صدای واقعی آبراهام لینکلن است. از قضا اسپیلبرگ، شکلی از صدا و سبکی از صحبت کردن را که مدنظرش بوده ضبط می‌کند و به دی لوئیس می‌دهد. از سوی دیگر دی‌لوئیس ظاهراً با در معرض نمایش گذاشتن رفتاری مردمی و به کار بردن ادبیاتی طنز‌آلود تا حدودی آبراهام لینکلن را زیر سؤال می‌برد. او مانند شخصیت‌های ریش‌سفید سریال‌ها و فیلم‌ها مدام در حال تعریف کردن حکایت‌های مختلف است اما شاید جدا از حکایت‌هایی که در فیلمنامه فیلم گنجانده شده است، داستان بازیگر پر‌انگیزه‌ای که برای رفتن در قالب نقش لینکلن از مدت‌ها پیش ریشش را بلند می‌کند، همچون آبراهام لینکلن بزرگ در خیابان قدم می‌زند، زندگی می‌کند و حتی لباس می‌پوشد، حکایت جالب‌تری است. به گفته «سالی فیلد» بازیگری که نقش همسر لینکلن را در این فیلم ایفا می‌کند دی لوئیس در طول مدت ساخت پروژه «لینکلن» همچون این شخصیت بزرگ سیاسی با لهجه ایالت «کنتاکی» سخن می‌گفت و حتی هنوز هم وقتی صحبت می‌کند، این لهجه در گفتارش موج می‌زند. از ایفای نقش به عنوان یک فاشیست گرفته تا یک معلول جسمی یا معتاد، هنرنمایی دی لوئیس در یک نقش همیشه با انتشار اخباری پیرامون تلاش وصف‌ناشدنی او برای انطباق در نقش جدیدش و به معنای ساده‌تر بلعیدن نقشش همراه بوده است. او در فیلم «پای چپ من» محصول سال ۱۹۸۹ میلادی نقش یک معلول را بر عهده داشت و با هنرنمایی درخشانش برنده جایزه اسکار شد. گفته می‌شود که او برای ایفای دقیق نقشش ماه‌ها روی ویلچر زندگی کرد و نقاشی کردن با انگشتان پا را فرا گرفت. دی لوئیس در نقش «هاوک‌ای» مدت‌ها از پوست کندن خرگوش گرفته تا ساخت قایق برای فراگیری تکنیک‌های زنده ماندن در شرایط دشوار وقت گذاشت. او برای ایفای نقش یک زندانی مدت‌ها در سلول خوابید، از غذای همیشگی‌اش زد و به خوردن غذای معمول زندانیان رو آورد. یکی از منتقدان درباره دی لوئیس می‌گوید: «او خارق‌العاده است. به شخصیت نیولند آرچر یا هاوک‌ای نگاه کنید‌! گاه آدم یادش می‌رود که هر دوی این نقش‌ها را یک بازیگر ایفا کرده است.» دی لوئیس در سن ۲۵ سالگی برای بازی در نمایشنامه «هملت» روی سن تئاتر ملی امریکا می‌رود اما ناگهان حین اجرای صحنه‌ای که روح پدر هملت ظاهر می‌شود از هوش می‌رود. این نمایش او را به یاد پدرش می‌اندازد که دو سال قبل‌تر درگذشته بود. وقتی کوچک بود اعضای خانواده او را مجبور کرده بودند که دستان یخ زده جسد پدرش را برای آخرین بار در دستانش بگیرد. حالا او به تازگی اعتراف کرده که برخلاف برخی شایعات روح پدر خود را روی صحنه ندیده است. فرو رفتن بیش از حد در قالب نقشش دی لوئیس را به این روز انداخته بود. او خود می‌گوید: تقریباً در زمان بازی در نمایشنامه هملت هر شب روح پدرم را می‌دیدم چراکه وقتی می‌خواهید در نمایشی چون هملت بازی کنید باید صحنه به صحنه نمایش را در تجارب زندگی شخصی خودتان جست‌وجو و به یک همذات‌پنداری ملموس دست پیدا کنید.» دستور‌العملی که تا به امروز جایگاه دی لوئیس را به عنوان یکی از ممتازترین بازیگران زنده دنیا حفظ کرده است.